عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
90
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و ميان مصطفى ( ص ) كه شب معراج چون به حضرت اعلى رسيد ، و آن راز و ناز ديد ، و از جناب جبروت سلام و تحيت در پيوست كه : « السلام عليك ايها النبى و رحمة اللَّه و بركاته » ، در آن ساعت امّت خود فراموش نكرد ، و شفقت برد ، و ايشان را از آن نواخت بهره داد ، گفت : « السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين » ، و چون اين ثنا از حق بيافت كه : آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ ، امّت را نيز در آن گرفت ، گفت : وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ ، و در آخر عهد كه ازين سراى حكم نقل كرد ، همه سخن وى با جبرئيل حديث امّت بود ، و غمّ و همّ وى در كار امّت بود . فردا در قيامت چون سر از خاك برآرد ، همه پيغامبران در خويشتن فرو مانند كه « نفسى نفسى » و وى گويد : « امّتى امّتى » . 5 - النوبة الاولى ( 5 / 34 - 27 ) قوله تعالى : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ بر ايشان خوان : نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ خبر دو پسر آدم ، بِالْحَقِّ براستى و پيغام من ، إِذْ قَرَّبا قُرْباناً آن گه كه قربان كردند هر دو ، فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما بپذيرفتند قربان از يكى از ايشان دو ، وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ و نپذيرفتند از آن ديگر ، قالَ گفت : لَأَقْتُلَنَّكَ لا بد ترا بكشم ، قالَ جواب داد : إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ( 27 ) اللَّه كه كردار پذيرد ، از پرهيزگاران و راستان پذيرد . لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ ار چنانست كه دست گذارى به من ، لِتَقْتُلَنِي تا مرا كشى ، ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ من آن نهام كه دست گذارم به تو ، لِأَقْتُلَكَ تا ترا كشم ، إِنِّي أَخافُ اللَّهَ من مىترسم از خداى ، رَبَّ الْعالَمِينَ ( 28 ) خداوند جهانيان .